یاسینیاسین، تا این لحظه: 5 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره
الیاسالیاس، تا این لحظه: 2 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره
مامان فائزهمامان فائزه، تا این لحظه: 32 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره
وبلاگمونوبلاگمون، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 4 روز سن داره

یاسین و الیاس

پدر عزیز تر از جانم

1400/3/8 18:01
نویسنده : مامان فائزه
41 بازدید
اشتراک گذاری

پدر عزیز تر از جانم ! قاب عکست به من لبخند میزند.

می گویم: خداجان! اجازه بده که فقط یکبار دیگر صدایش را

بشنوم و یک بار دیگر او را در آغوش بگیرم. فیلم هایی که از تو

ضبط کرده ام را می گذارم. اشک می ریزم و صفحه نمایش را در

آغوش می گیرم.می ترسم کسی سر برسد و بگوید که دیوانه شده ام

اما من فقط دلتنگم . دلتنگ کسی که پشت و پناهم بود .

دلتنگم برای او که تا بود، نمیدانستم امنیت،بخشش،مردانگی و

همه چیز با او معنا میشود.کاش می شد فرصت های رفته را جبران

کرد، کاش می آمدی و من میگفتم که دیگر قدر تو را میدانم. حالا که

جسم تو اینجا نیست، سعی می کنم خاطراتت را زنده کنم؛ غرور و

نجابت، پاکی و صفای قدم، سنگینی سکوت و نگاه های نافذ تو را به

خاطر می آورم.

ریز ریز مثل بارانهای طولانی و بی شتاب ساعت ها اشک می ریزم.

اگر کسی اشک هایم را دید، به من می گوید که باید صبر کنم. چه

می گویند؟ در مرگ تو صبر؟؟ نیشخند می زنم. خون از چهار گوشه

جگرم می چکد اما در ظاهر صبر می کنم و اشک هایم را از دیگران

پنهان می دارم.

پسندها (6)

نظرات (3)

زینبزینب
6 مهر 04 18:17
وای از عکس نگو که انگار زنده و سالم دارن بهمون میخندن ...همون لبخند همیشگی .... همون لبخندی که بادیدنش باور این داغ سخت تر میشه...خدا خودش به دلت آرامش بده
مامان زهرهمامان زهره
6 مهر 04 18:22
روح بلند و ملکوتی و آسمونیشون شاد. این غم و درد بزرگ و سنگین هیچ وقت سرد و فراموش نمیشه . صبوری خیلی بی معنی . وقتی به معنی واقعی پدر پشت و پناه امنیت آرامش صلابت مهربونی نجابت و... از دست میدی فقط باید خونه گریه کرد. قدرش و ندونستیم و تا عمر داریم حسرت دیدارش بوسیدنش بوئیدنش جبران زحمات و خستگیاش به دلمون می مونه کاش حلالمون کنه و این همه کم کاریامون و ببخشه 😭

6 مهر 04 18:23
فائزه عزیزم از خدا میخوام خودش دلت رو آروم کنه😢