یاسینیاسین، تا این لحظه: 5 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره
الیاسالیاس، تا این لحظه: 2 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره
مامان فائزهمامان فائزه، تا این لحظه: 32 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگمونوبلاگمون، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره

یاسین و الیاس

سلام پدر !

1400/5/29 15:27
نویسنده : مامان فائزه
47 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پدر !

بالاخره وقت کردم که با تو خلوت کنم . اشک هایم را نیاورده ام. فقط

حرف هایم را آورده ام و درد دل هایم را. آمده ام سلام کنم و با تو

حرف بزنم.تونیستی و ما هر کدام یک گوشه شهر، یک طرف این

دنیا توی لاک خودمان فرو رفته ایم. انگار دیگر دلیلی برای دور هم

جمع شدن نداریم.حالا نگو که آمده ام گلایه کنم. دست هایم را نگاه

کن.چشم هایم را ببین. در غصه دوری تو تکیده شده اند و من از این

ناراحت نیستم.حاضرم از این تکیده تر و لاغرتر شوم اما تو را به من

برگردانند.

پدر مرا ببخش که دلتنگی و اشک هایم را برایت پنهان میکنم تا

مبادا چشم های مادر غمگین و بارانی شود.من دوستت دارم.

کوچه پس کوچه شهر پر از تنهایی است . احساس میکنم غریب و

بی کس هستم. امشب از کوچه دلتنگیِ من بگذر تا صدای قدم هایت

را شماره کنم. تا دنبال قدم هایت بدوم،خاک پایت را بر چشم هایم

بکشم و پای تو را ببوسم. تا تو دست بر سرم بکشی و دلداری بدهی.

با ان صدای گرم بگویی:(( بلندشو و محکم باش دخترم!)) و من

بخاطر قوت این صدا هم که شده، سر پا بایستم.

هوا تاریک شده و باید بروم. کاش تا ابد اینجا می نشستم. اما

بر می گردم پدر.

زود بر می گردم.

برایم دعا کن

پسندها (7)

نظرات (6)

مامان اعظممامان اعظم
9 مهر 04 16:11
🖤🖤🖤
مامان فاطمهمامان فاطمه
9 مهر 04 16:14
😢😢🖤

9 مهر 04 16:15
روحشون قرین رحمت الهی انشاالله
مامان زهرهمامان زهره
9 مهر 04 16:16
دلتنگی بزرگترین درد دنیا🖤🖤
علیعلی
9 مهر 04 16:17
🖤🖤