یاسینیاسین، تا این لحظه: 5 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره
الیاسالیاس، تا این لحظه: 2 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره
مامان فائزهمامان فائزه، تا این لحظه: 32 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگمونوبلاگمون، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره

یاسین و الیاس

غمگینم....

1401/2/30 12:33
نویسنده : مامان فائزه
36 بازدید
اشتراک گذاری

این روزها حال عجیبی دارم...انگار خودم ، زندگی و

زندگی کردن را فراموش کردم.

غمگینم....

غمگینم برای تمام نشدن ها، نرسیدن ها و دیر رسیدن ها، آنجا که دیگر

شوقی برای لذت بردن در من باقی نمانده بود.

غمگینم برای همه ی  آن دوری ها، انتظار ها و صبوری ها که آخر انگار

همه شان بیهوده بودند.

غمگینم برای آن رویایی که در سکوت شب و دور از چشم همه، کنج

حیاط خانه دفن کردم.

غمگینم برای آن همه فراق و دوری ، برای دلتنگی برای دیدن

دوباره ات که حالا قرار است تبدیل به حسرتی ابدی شود.

غمگینم برای آخرین دیدار؛ برای چشم هایت که از گوشه اتاق

نگاهمان میکردی. برای دست هایم که حتی شهامت نزدیک شدن به

تو و لمس کردنت را نداشتند.

غمگینم برای تک تک وسایلی که برایم به یادگار گذاشته ای . برای

دست های مهربانت که هرگز قرار نیست آن ها را تماشا کنم.

غمگینم برای خنده های زیبایت که دیگر سهم چشم من نیست و برای

صدایت که دیگر سهم گوش من نیست.

غمگینم برای این پایان ، برای تمام شدنمان ، برای خودمان.

تمام عمر برای همه ی این ها و باقی چیز ها که بهتر از من می دانی ،

غمگینم و غمگین می مانم حتی اگر تو آن دورترها مرا به دست

فراموشی سپرده باشی.

پسندها (5)

نظرات (2)

زینبزینب
11 مهر 04 13:03
غم...غمی سنگین تر از کوه ها، به وسعت دریاها، در طول زندگی... واقعا میشه روزی به غم عادت کرد و باهاش کنار اومد؟؟؟
فاطمه نظامفاطمه نظام
11 مهر 04 13:04
🖤🖤