تو اونقدر دور رفتی که ازت یک قطره پیدا نیست...
پدرم یه دریا بودی و چشمم حریف بغض دریا نیست تو اونقدر دور رفتی که ازت یک قطره پیدا نیست... ...
👑 یاسین 👑
رسانه های اجتماعی
این روزها رسانه های اجتماعی پر است از عکس های زن وشوهرهایی که مدام از خودشان سلفی می گیرند و تصویرشان را در پروفایل قرار می دهند یا در صفحه هایشان به اشتراک می گذارند. آنها مرتب از رابطه ی خوب شان باهم صحبت می کنند و انگار می خواهند به همه ثابت کنند که هیچ مشکلی ندارند. رسانه های اجتماعی بد نیستند؛ کاربردها و مزایایشان در ارتباطات انسانی، بسیار زیاد است. اما متاسفانه بسیاری از مردم آنها را به جولانگاه زندگی روزانه شان تبدیل کرده اند که شامل روابط عاطفی و خصوصی شان نیز می شود. زوج هایی که واقعا خوشحال هستند، چیزی برای لاف زدن ندارند. در حقیقت ، آنها به سختی درباره ی رابطه شان در رسانه های اجتماعی صحبت ...
نویسنده :
مامان فائزه
16:22
سلام پدر !
سلام پدر ! بالاخره وقت کردم که با تو خلوت کنم . اشک هایم را نیاورده ام. فقط حرف هایم را آورده ام و درد دل هایم را. آمده ام سلام کنم و با تو حرف بزنم.تونیستی و ما هر کدام یک گوشه شهر، یک طرف این دنیا توی لاک خودمان فرو رفته ایم. انگار دیگر دلیلی برای دور هم جمع شدن نداریم.حالا نگو که آمده ام گلایه کنم. دست هایم را نگاه کن.چشم هایم را ببین. در غصه دوری تو تکیده شده اند و من از این ناراحت نیستم.حاضرم از این تکیده تر و لاغرتر شوم اما تو را به من برگردانند. پدر مرا ببخش که دلتنگی و اشک هایم را برایت پنهان میکنم تا مبادا چشم های مادر غمگین و بارانی شود.من دوستت دارم. کوچه پس کوچه شهر پر از تنهایی است . احسا...
آقاجون واسه پسرم دعا کنین
تلنگر....
تلنگر؛ در لغت نامه دکتر معین صدای ایجاد شده از ضربه سر انگشت معنی شده است، شاید ابتدا این ضربه کمی درد آور باشد اما در ادامه شاید ندایی باشد برایمان. گاهی در زندگی اتفاقاتی رخ می دهد که همانند ضربه هستند ولی در ادامه باید به صدایی که ایجاد می کند و در واقع بازتابش، توجه شود، این صدا هم می تواند دلنشین و هم می تواند گوش خراش باشد و این به خود فرد بر می گردد که چه برداشتی داشته باشد. اگر این صدا را بازتاب اتفاقات زندگی بدانیم به برداشت ما بر می گردد که آن را چگونه ببینیم، می تواند درسی باشد برای ما و یا می توان آن را لعنت خداوند دید. در زندگی خودم اتفاقات زیادی رخ داده است که مانند همین تلنگر ب...
🖤 خاطراتت مونده اینجا 🖤
و من ماندم و غم بزرگ بی پدری...
پدرم... رفتی ، به همین سادگی... من ماندم و حجم بزرگی از ماتم و اندوه نبودنت در دل... من ماندم و همه ی آن حسرت هایی که تنها با یک در آغوش کشیدن ، میریخت... من ماندم و یک اندوه بزرگ ... پدر کاش میتوانستم درک کنم که دیگر در کنارم نیستی... کاش اینجا بودی تا بار دیگر با سینه ای که نفس دارد در آغوشت کشم و ببوسمت... کاش میدانستم بار دیگر که میبینمت مرا نمیبینی.... و من اینجا میان جمع ، تنهایم بی تو... میان تنهاییم نشسته ام مات و مبهوت... هنوز باور ندارم که ندارمت... باور ندارم که تو رفته ای و من ماندم و غم بزرگ بی پدری... مانده ام از درد بنویسم یا از غم... تو آ...
بمونی واسمون خان داداش 💙
بعد از پدر ، محکم ترین تکیه گاه خانواده ، و لبخند هایت ، ناب ترین دلخوشی برای همه ماست 💙 بمونی واسمون خان داداش ...















